معنی علهجة
6 بازدید
[ عَ هَ جَ ] (ع مص) به آتش پوست نرم کردن جهت خاییدن و به حلق فروبردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). نرم کردن پوست بر آتش برای جویدن و بلعیدن، و این از خوراکها بود بهنگام قحطسالی و گرسنگی. (از لسان العرب) (تاج العروس) (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «علهجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر