معنی علهان
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) صفت از مصدر عَلَه در تمام معانی. (از متن اللغة). اسب که در لگام شادمانی نماید. (منتهی الارب). اسب که در لجام نشاط و جست وخیز کند. (از تاج العروس) (متن اللغة). اسب که در لجام شادمانی و تندی کند. (از اقرب الموارد). || مرد گرسنه. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (از تاج العروس) (اقرب الموارد). مرد بسیار گرسنه. (از تاج العروس از صحاح). مرد ناشکیبا و زاری کننده و گرسنه. (از متن اللغة). || مرد ناشکیبا و زاری کننده. (از لسان العرب) (از تاج العروس). || مردی که نفسش او را به بدی یا بهر چیز دیگر وادار کند. (از لسان العرب) (از تاج العروس) (اقرب الموارد). رجوع به عَلِه شود. ج، عِلاه، عُلاهی ََ. (منتهی الارب) (تاج العروس). || (اِ) شترمرغ نر. (منتهی الارب) (از لسان العرب) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (متن اللغة). ظلیم.[ عَ ] (اِخ) نام مردی که گویند از اشراف بنی تمیم بود. (از لسان العرب) (تاج العروس).[ عَ لَ ] (اِخ) نام اسب أبومُلَیل عبداللََّه بن حرب. (از لسان العرب) (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «علهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر