معنی علنی
6 بازدید
[ عَ لَ ] (از ع، ص نسبی، ق) مأخوذ از عربیِ عَلِن. عَلَن. آشکارا. آشکار. علناً. - علنی شدن؛ ظاهر شدن. فاش شدن. آشکار شدن. رجوع به علنی شود. - علنی کردن؛ ظاهر کردن. فاش کردن. اظهار کردن. آشکار کردن. رجوع به علنی شود.
کلمات همقافیه با «علنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر