معنی علندی
7 بازدید
[ عَ لَ دا ] (ع ص) سطبر از هر چیزی. (منتهی الارب). غلیظ از هر چیزی. و یا شتر و اسب ستبر و طویل و سخت. (از اقرب الموارد). علندی [ عُ لَ دا / عُ لُ دا ] . || (اِ) درختی است خاردار. (منتهی الارب). نوعی از غضاة که دارای خار است. (ناظم الاطباء). نوعی از درخت رمل که آن را خار است. (از اقرب الموارد). علنداة؛ یکی علندی. ج، عَلاند، عُلادی ََ. (از اقرب الموارد).[ عَ لَ دا ] (اِخ) جایگاهی است، و در شعر ذیل از راعی آمده است : تحملنَ حتی قلت لسنَ بوارحا بذات العلندی حیث نام المفاخر. (از معجم البلدان).[ عُ لَ دا ] (ع ص) سطبر از هر چیزی. علندی [ عَ لَ دا / عُ لُ دا ] . (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به عَلندی ََ شود.[ عُ لُ دا ] (ع ص) ستبر از هر چیزی. (ناظم الاطباء). || شتر قوی آکنده گوشت. عُلادی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «علندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر