معنی علمدارده
7 بازدید
[ عَ لَ دِهْ ] (اِخ) دهی از دهستان بیشهٔ بخش مرکزی شهرستان بابل واقع در ۳ هزارگزی جنوب خاوری بابل و یکهزار گزی خاور راه شوسهٔ بابل به گنج افروز. ناحیه ایست دشت و دارای آب و هوای معتدل و مرطوب و مالاریایی. دارای ۶۵۵ تن سکنه. آب آن از رود سریجه که از شعب بابل است تأمین میشود. محصول آن برنج و پنبه و صیفی و مختصری کنف و غلات است. اهالی به زراعت اشتغال دارند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ عَ لَ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان درکاسعید بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری واقع در ۳۶ هزارگزی شمال راه عمومی کیاسر به ساری. ناحیه ایست کوهستانی جنگلی، دارای آب و هوای مرطوب و مالاریایی. سکنهٔ آن ۲۱۰ تن است. آب آن از چشمه سار و رودخانهٔ گرم آب تأمین میشود. محصول آن برنج و غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان کرباس و شال بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «علمدارده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر