معنی علفوف
8 بازدید
[ عُ ] (ع ص) مرد بدخوی کلان سال. || پیر آکنده گوشت بسیارموی. || پیره زال. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || اسب نر استواراندام سطبر. || ناقة علفوف السنام؛ ماده شتر پیچیده سنام، که گوئی آن کوهان را به پارچه ای پیچیده اند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «علفوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر