معنی علد
18 بازدید
[ عَ ] (ع مص) سخت و صلب گشتن. || (ص) سخت و شدید. || (اِ) عصب و پی گردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، أعلاد.
کلمات همقافیه با «علد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لد» برای سرودن شعر