معنی علث

معنی علث

6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) مخلوط کردن و آمیختن. || گردآوردن و جمع کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دباغی کردن و پیراستن مشک و از قبیل آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || آتش ندادن آتش زنه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) درخت گز. رجوع به طَرفاء شود. || درخت شور گز. رجوع به اثل شود. || گیاه خارداری که از آن ترنجبین گیرند. رجوع به حاج شود. || درخت خشخاش. رجوع به ینبوت شود. || گیاهی است ترش که در ریشهٔ درخت خرما میروید و آن را میکشد. رجوع به عِکرش شود. (از ذیل اقرب الموارد). ج، أعلاث.
[ عَ ] (اِخ) دهی است در ساحل شرقی دجله بین عُکبَرا و سامراء، و آن وقف بر علویهاست. (از معجم البلدان).
[ عَ لَ ] (ع مص) بسختی جنگیدن و کارزار کردن. (از اقرب الموارد). || ملازمت بر کارزار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گرفتن برای از هم دریدن. (از اقرب الموارد). || (اِ) سختی کارزار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آنچه با گندم و جو مخلوط شده است و باید آن را بیرون افکند. (از اقرب الموارد). || گندمی که با جو مخلوط شده باشد. (از المنجد). || طعامی که با جو مخلوط باشد. (از ذیل اقرب الموارد).
[ عَ لِ ] (ع ص) سخت جنگ. کسی که در جنگ پایدار باشد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || آنکه به غیر پدر خود منسوب باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || لازم گیرنده کسی را برای گرفتن حق خود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || تیر و سهم بی فایده. (از المنجد).
[ عِ ] (ع اِ) آنچه بر غیر عادت و اختیار خورده شود. || پاره ای از چوب آتش زنه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || گیاه خشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، أعلاث. || نوعی از کاسنی صحرائی که دارای صمغی است مانند مصطکی. (برهان) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «علث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید