معنی علاوة

معنی علاوة

[ عَ وَ ] (ع اِ) بهترین هر چیز. (ناظم الاطباء). علاوة الشی ء؛ بهترین و بلندترین هر چیزی. || (اِمص) بلندی. (منتهی الارب).
[ عُ وَ ] (ع اِ) بلندترین هر چیز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).
[ عِ وَ ] (ع اِ) سرباری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تارک. قسمت بالای سر یا گردن. (منتهی الارب). أعلی الرأس أو العنق. (اقرب الموارد). || سر آدمی مادام که بر گردن باشد. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || هر چیز که بر بالای بار شتر گذارند یا بیاویزند، مانند مشک و سفره و جز آن. (منتهی الارب). || افزونی از هر چیز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، عَلاوی ََ، عَلاوی. - بعلاوه (از: ب +علاوه)؛ باضافه. - || علامت افزون دو عدد بیکدیگر (+).
[ عِ وَ ] (اِخ) نام اسبی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «علاوة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید