معنی علامی
5 بازدید
[ عَ لْ لا ] (از ع، ص) مرد دانا و بسیار باهوش. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات).[ عَ لْ لا ] (اِخ) ابوالفضل بن شیخ مبارک بن شیخ خضر. رجوع به ابوالفضل ناگری شود. و نیز رجوع به ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۴۸ و اعیان الشیعه ج ۸ ص ۹۹ و ریاض العارفین ص ۲۰۰ و تذکرهٔ علمای هند ص ۴ و ۷۴ و نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۶۳۹ و مرآت الخیال ص ۷۹ شود.[ عُ می ی ] (ع ص) سبک روح تیزفهم. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). تیزفهم. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «علامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر