معنی علامهٔ یمن

معنی علامهٔ یمن

6 بازدید
[ عَ لْ لا مَ یِ یَ مَ ] (اِخ) امیر ابوسعید نشوان بن سعیدبن نشوان حمیری، معروف به قاضی [ و مکنی به ابوالحسن (ریحانة الادب) ]. از اشراف و بزرگ زادگان و علمای یمن در قرن ششم هجری. وی شاعر و ادیب نیز بود. او خود را از نوادگان پادشاهان باستانی آن کشود (أذواء) و از نژاد قحطان میشمرد. و بسیار بخود و خاندان خویش مینازید. و در برتری نژاد قحطان بر عدنان شعرها سروده است، ولی به گفتهٔ قفطی شعر او دانشمندانه و بی مزه است. در زمان او یمن به دست بزرگان و اشراف بخش بخش شده بود و ازین روی او هم بفکر حکمرانی افتاد و از نفوذ مذهبی خویش در مردم کوه «صبر» استفاده کرد و چند دژ لشکری را گرفته خود را امیر و ملک خواند. وفات او را در ۲۴ ذی حجهٔ ۵۷۳ هـ . ق. نوشته اند، ولی چنانچه از دیباچهٔ کتاب شمس العلوم برمی آید این کتاب در رمضان سال ۵۷۵ نگارش یافته و بنابرین مرگ وی پس از این تاریخ باید باشد. از آثار اوست: ۱- کتاب القوافی، که نسخهٔ آن در لیدن هست. ۲- حورالعین، که بکوشش کمال مصطفی با پیش گفتار و حاشیه در مصر بسال ۱۹۴۸ م. در ۳۷۵ صفحه چاپ شده است. ۳- شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، که از کتب مهم لغت است و آن را در قرن ششم نوشته است که نسخه ای از آن در کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران موجود است. ۴- القصیدة الحمیریة، یا نشوانیة، در تاریخ شاهان یمن است و آن خلاصه ای است از «السیرة الجامعة لاخبار ملوک التابعة»، این کتاب را فون کریمر در لایپزیک در سال ۱۸۶۵ م. چاپ کرد. و کاپیتان پریدو آن را به انگلیسی ترجمه و در سال ۱۸۷۹ م. چاپ کرد. ۵- گلچین از شمس العلوم، آنچه دربارهٔ یمن در این کتاب بوده استخراج شده و بکوشش عظیم الدین احمد بوسیلهٔ بنگاه اوقاف گیب با فهرست اعلام در ۱۱۹ صفحه در لیدن بسال ۱۹۱۶ م. چاپ شده است. ۶- التبیان فی تفسیر القرآن. ۷- احکام صنعاء و بید. ۸- وصیت نامه برای فرزندش جعفر. ۹- منظومه در ماههای رومی. ۱۰- کتابچه در صرف عربی. (از فهرست کتابخانهٔ اهدائی مشکاة به کتابخانهٔ دانشگاه تهران ج ۲ ص ۴۲۰ و ریحانة الادب ج ۳ ص ۱۱۵ از تذکرة النوادر). و نیز رجوع شود به معجم الادباء، زیر عنوان نشوان، و کشف الظنون، زیر عنوان شمس العلوم، و جرجی زیدان در آداب الغة العربیة، قرن ششم.

کلمات هم‌قافیه با «علامهٔ یمن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «من» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید