معنی علاط
6 بازدید
[ عِ ] (ع مص) خصومت کردن. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). || (اِ) نشانی بر پهنای گردن شتر. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به علاب شود. || صفحهٔ گردن. || رشتهٔ سوزن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || شعاع آفتاب. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «علاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر