معنی علائی
6 بازدید
[ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طرهان بخش طرهان شهرستان خرم آباد واقع در ۴۸ هزارگزی باختر کوهدشت و ۴۸ هزارگزی باختر راه اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت. ناحیه ای است تپه ماهور. هوای آن معتدل و مالاریائی. دارای ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از چشمهٔ علائی تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان، سیاه چادر و طناب و جل بافی است. راه اتومبیل رو دارد. ساکنین آن از طایفهٔ آدینه وند بوده و چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ عَ ] (اِخ) ابن محیی الدین (محب) شیرازی شریف. او راست: دستورالوزراء به ترکی، که آن را برای وزیر مصطفی، وزیر سلطان سلیم ثانی در ۹۶۶ هـ . ق. تألیف کرده است. و نتیجةالسلوک به ترکی، که ترجمه ای است از التبر المسبوک فی نصائح الملوک غزالی، و آن را بنام سنان بک از اتباع بایزیدبن سلطان سلیمان خان ترجمه کرده است. و کتاب مصباح التعدیل فی کشف انوار التنزیل که در ۹۴۵ از آن فارغ شده است. (کشف الظنون).[ عَ ] (اِخ) خلیل بن کیکلدی حافظ شافعی اشعری، ملقب به صلاح الدین. از اکابر فقهای شافعی قرن هشتم هجری و فقیه، مفسر، متکلم، ادیب، شاعر، و در عهد خود در علم حدیث منفرد بوده. از تالیفات اوست: ۱- الاشباه النظائر. ۲- تنقیح الفهوم فی صبغ العموم. ۳- کتاب المدلسین. ۴- کتاب المراسیل. وی در ۷۶۱ هـ . ق. درگذشت. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۱۰۴ از کشف الظنون و طبقات الشافعیة ج ۶ ص ۱۰۴).
کلمات همقافیه با «علائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر