معنی علاءالدین گلستانه
5 بازدید
[ عَ ئُدْ دی نِ گُ لِ نَ ] (اِخ) میرزا محمدبن شاه ابوتراب محمد علی حسینی یا حسنی، از سادات گلستانهٔ اصفهان. وی عالمی فاضل بود. او راست: ۱- بهجة الحدائق، که شرح صغیر نهج البلاغه است. ۲- ترتیب مشیخة من لایحضره الفقیه، که بطرزی عجیب مرتبش کرده و یک نسخه از آن در کتابخانهٔ سپهسالار تهران موجود است. ۳- حدائق الحقایق فی شرح کلمات کلام اللََّه الناطق، که شرح کبیر نهج البلاغه و بیشتر از همه دلیل تبحر و تفنن مؤلف خود بوده، و لکن موفق به اتمام آن نشده و به گفتهٔ ذریعه تا مقدار کمی بعد از خطبهٔ شقشقیه در سه مجلد تألیف یافته است. ۴- روضة الشهداء و شرح الاسماء الحسنی. ۵- منهج الیقین، و آن شرح رساله ای است که حضرت صادق (ع) برای اصحاب خویش نوشته و به مداومت و نظر کردن و عمل کردن به آن امر فرموده. و این کتاب علاءالدین شبیه کتاب عین الحیاة آیزنه اش مجلسی دوم است. وی در بیست وهفتم شوال ۱۱۰۰ هـ . ق. درگذشت. ولکن شیخ علی حزین (متولد ۱۱۰۳) گوید من در سفر خود علاءالدین گلستانه را دیدم و با پدرم یگانگی داشته، و گفتهٔ حزین قول دیگری را درباب وفات وی که ۱۱۱۰ هـ . ق. است تأیید میکند. (از ریحانة الادب ج ۳ ص ۴۳۶ از کُنی و القاب قمی ج ۲ ص ۴۳۶) (هدیةالاحباب ص ۲۰۱) (ذریعة).
کلمات همقافیه با «علاءالدین گلستانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر