معنی علاءالدین صانعی

معنی علاءالدین صانعی

7 بازدید
[ عَ ئُدْ دی نِ نِ ] (اِخ) علی باخرزی (خواجه...). وی از اشراف ولایت باخرز بود. به حدت طبع و جودت ذهن و مهارت در نظم اشعار و ایثار درم و دینار موصوف و معروف بود. و نزد امیر علیشیر تقربی داشت. روزی خواجه از روی جد یا هزل این بیت در سلک نظم کشید: فردا که شود معرکهٔ ضربت شمشیر معلوم شود قوت بازوی علیشیر و این باعث کدورت امیر شد و خواجه مقام خود را از دست داد و قریب شش سال زندانی شد. خواجه علاءالدوله در مدت حبس اکثر اوقات را بکسب فضایل مصروف ساخت. از جمله قصیدهٔ مصنوع خواجه سلمان ساوجی را تتبع نمود. (از حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۳۲۹) (از دستورالوزراء ص ۳۹۷) (از مجالس النفائس ص ۲ و ۲۲۶) (از تذکرهٔ حسینی ص ۱۹۵) (از الذریعه ج ۹ ص ۵۹۱).

کلمات هم‌قافیه با «علاءالدین صانعی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید