معنی عقیق مذاب
7 بازدید
[ عَ قِ مُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از اشک خونین باشد. (آنندراج). || کنایه از می سرخ : هوای مشرق تارتر از سیاه شبه هوای مغرب رنگین تر از عقیق مذاب.عمعق. عقیق لب صنما تا جدایم از بر تو همی حسد برد از اشک من عقیق مذاب. ادیب صابر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عقیق مذاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر