معنی عقید

معنی عقید

7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) پیمان نماینده. (منتهی الارب). هم عهد. (دهار). آنکه با تو عهد بسته بود. (مهذب الاسماء). معاقد و معاهد. (اقرب الموارد): هو عقید الکرم و اللؤم؛ او در طبع کریم یا لئیم است. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || مایع دفزک و سطبر: عسل عقید؛ شهد بسته و سطبر. (منتهی الارب). غلیظ، از رب و غیره. (از اقرب الموارد). مجسمه. آب بعضی میوه ها چون بهی و سیب و انار و آلبالو که جوشانند تا بقوام لرزانک و راحةالحلقوم و هم زفت تر آید. (یادداشت مرحوم دهخدا). - عقیدالسفرجل؛ مجسمهٔ به. (یادداشت مرحوم دهخدا). - عقیدالعنب؛ میپختج گویند، و رب العنب نیز عقیدالعنب خوانند و به شیرازی دوشاب خوانند و مثلث نیز نوعی از آن است. (اختیارات بدیعی). میفختج. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (مخزن الادویه). دوشاب انگور. (الفاظ الادویة). دبس. مجسمهٔ انگور. رب انگور. طیلا. می پخته. (یادداشت مرحوم دهخدا): بگیرند تخم بنگ، افیون، میعه بارزد... همه را بکوبند و به عقیدالعنب یعنی دوشاب بسرشند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || (اِ) در تداول امروزین عرب زبانان، سرهنگ و کلنل، که درجه ای است در ارتش.

کلمات هم‌قافیه با «عقید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید