معنی عقور
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) سگ گزنده. (منتهی الارب). حیوانی که بگزد. (از اقرب الموارد). ضد انوس. ج، عُقُر: دهر بی منفعت خری است پلید چرخ بی عافیت سگی است عقور. مسعودسعد. در عمارتها سگانند و عقور در خرابیهاست کنج عزّ و نور.مولوی. || گزندهٔ ذی روح است و بس. (منتهی الارب). گویند عقور برای هر حیوانی بکار رود و برای غیر جان دار عُقَرة گویند. (از اقرب الموارد).[ عُ ] (اِخ) نام جایگاهی است. (از معجم البلدان) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عقور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر