معنی عقل پریدن
7 بازدید
[ عَ پَ دَ ] (مص مرکب) زایل شدن عقل. از بین رفتن خرد: اینقدر عقلی که داری گم شود سر که عقل از وی بپرد دم شود.مولوی. و رجوع به مثل «عقل از سر کسی پریدن» در ذیل عقل شود.
کلمات همقافیه با «عقل پریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر