معنی عقلگداز
6 بازدید
[ عَ گُ ] (نف مرکب) عقل گدازنده. گدازندهٔ خرد. عقل ربا: به غمزه عقل گدازی، به چنگ چنگ نوازی به وعده روبه بازی، به عشوه شیرشکاری. ابوالفرج رونی.
کلمات همقافیه با «عقلگداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر