معنی عقف
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) خم دادن. (از منتهی الارب). منعطف ساختن. (از اقرب الموارد). بدو درآوردن. (تاج المصادر بیهقی).[ عَ ] (ع اِ) روباه. (منتهی الارب). ثعلب. (اقرب الموارد).[ عُ ] (ع ص، اِ) جِ عَقفاء. (از اقرب الموارد). رجوع به عقفاء شود.
کلمات همقافیه با «عقف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قف» برای سرودن شعر