معنی عقصة
7 بازدید
[ عَ قَ صَ ] (ع اِ) ریگ توده و رمل برهم نشسته که راهی در آن نباشد. (از اقرب الموارد). عَقِص. و رجوع به عقص شود.[ عِ صَ ] (ع اِ) موی بافته و تاب داده. (از منتهی الارب). «ضفیرة» و گیسوی بافته، و گویند مویی است که آن را بتابند و قسمتهای انتهایی آن را در بن مویها فروکنند. (از اقرب الموارد). ج، عِقَص. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) و عِقاص. (اقرب الموارد).[ عُ صَ ] (ع اِ) گره. عقصةالقرن؛ گره شاخ. ج، عُقَص. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عقصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر