معنی عقرقوف
6 بازدید
[ عَ رَ ] (اِخ) اسم مرکب مزجی است از: عقر +قوف. و آن نام قریه ای است از نواحی دجیل و با بغداد چهار فرسنگ فاصله دارد. در کنار آن تلی است خاکی که از پنج فرسنگی چون قلعه ای به نظر می آید و برخی عقیده دارند که آنجا مقبرهٔ پادشاهان کیانی است. (از معجم البلدان). و در زمین بابل بنائی عظیم بلند فرمود. [ کیکاوس ] و آن بنا تل عقرقوف است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۴۱). تل عقرقوف را کی کاوس ساخت. بعضی او را نمرود شمارند. آن را به سبب آن ساخت که چون ابراهیم (ع) را در آتش انداخته بود آنجا بررفت و او را اختیار کرد. از بغداد تا تل عقرقوف سه فرسنگ، آن تل پشته ای سخت بلند است چنانکه در بیابان از پانزده فرسنگ پدید است. از او تا شهر انبار هشت فرسنگ، از آنجا براه بیابان سموات به دمشق به ده روزه میروند، کی بیش صد فرسنگ باشد. (نزهةالقلوب ج ۳ ص ۳۹ و ۱۷۲). خرابه هایی است واقع در مغرب بغداد که جغرافی دانان عرب آن را یاد کرده اند و آن را «تل نمرود» نیز نامند. مؤسس آن «کیریگزلو» یکی از پادشاهان بابل است (بین ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ق. م.) و آن شهر در قدیم به نام خود آن پادشاه موسوم بوده است. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به عقر شود.
کلمات همقافیه با «عقرقوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر