معنی عقرة
5 بازدید
[ عَ رَ ] (ع اِمص) نازایندگی زن و جز آن. (منتهی الارب). عقم و عقیم بودن. (از اقرب الموارد). عُقرة. و رجوع به عقرة شود.[ عَ قِ رَ ] (ع ص) شتر مادهٔ ترسان. || ناقه ای که از عقر آب خورد. (منتهی الارب). ناقه که جز از «عقر»ها آب نخورد. (از اقرب الموارد).[ عُ رَ ] (ع اِ) خورش. و رجوع به عُقَرَة شود. || (اِمص) نازایندگی زن و جز آن. (منتهی الارب). عقم و عقیم بودن. (از اقرب الموارد). عَقرة. رجوع به عقرة شود.[ عُ قَ رَ ] (ع اِ) شبه که زنان با خود دارند تا آبستن نشوند. (منتهی الارب). مهره ای است که زنان بر تهیگاه خود بندند تا آبستن نشوند. و عقرة در «عقرةالعلم النسیان» به همین معنی است. (از اقرب الموارد). || (ص) سرج عقرة؛ زین که پشت ریش گرداند شتر را. || رجل عقرة؛ مرد که خسته و مانده گرداند شتران را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گزنده، یا گزندهٔ غیرذی روح. (منتهی الارب). || امرأة عقرة؛ زن که در رحمش بیماری باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِ) طعمه و خورش. (از اقرب الموارد). و رجوع به عُقرة شود.[ عَ رَ ] (اِخ) قضایی است در کشور عراق (لواء موصل) دارای ۳۲۲۹۲ تن سکنه. شامل سه ناحیه: سورجیة، عشائرالسبعة، بیرة کبرة. و مرکز آن نیز «عقرة» است با ۹۳۰۰ تن سکنه. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «عقرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر