معنی عقرب بحری
5 بازدید
[ عَ رَ بِ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کژدم دریائی است و آن ماهیی است که بر سر وی خاری بود که بدان بزند و بگزد، و به هندی سینگی مچهلی نامیده میشود. (از الفاظ الادویه). ماهی صدفی خاردار است و سرش بزرگ و خالی سفید بر آن رسته و نیش آن حیوان است، و گزیدن او باعث سوزش عظیم میگردد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). کژدم دریایی، و آن چون ماهی کوچکی است تیره رنگ که به سرخی زند و بر سر وی خالی سفید بود که بدان میزند و جسم وی خارناک بود و سر وی بزرگتر از بدن وی بود. (از اختیارات بدیعی). معادل آن اسقوربینوس است به یونانی. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «عقرب بحری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر