معنی عقد بستن

معنی عقد بستن

6 بازدید
[ عَ بَ تَ ] (مص مرکب) گره زدن. (ناظم الاطباء). و رجوع به عقد شود. || صیغهٔ شرعی خواندن، در معاملات. (فرهنگ فارسی معین). قرارداد بستن. پیمان بستن : قاضی ابوطاهر... با وی ضم کرده شد تا چون نشاط افتد که عهد و عقد بسته آید... قاضی شرایط آن را به تمامی بجای آرد. (تاریخ بیهقی ص ۲۰۹). با چنین یار که ما عقد محبت بستیم گر همه مایه زیان می کند انبازی به.سعدی. فکیف مرا که در صدر مروت نشسته و عقد فتوت بسته. (گلستان). || ازدواج کردن و اجرای صیغهٔ نکاح کردن. (ناظم الاطباء). پیمان ازدواج بستن. قرارداد زناشویی را منعقد کردن. (فرهنگ فارسی معین): چند گوئی عقد بخت او که بست عقد بختش آسمان بست آسمان.خاقانی. با جوانی چو لعبتی سیمین عقد بستش به مبلغی کابین.سعدی. - امثال: عقد دختر عمو و پسر عمو را در آسمان بسته اند؛ کابین و بند بستن پسر عم و دختر عم رسمی جاری و نیکوست. (امثال و حکم دهخدا). چون سابقاً معتقد بودند که وصلت باید بین اقوام نزدیک و افراد یک خاندان انجام گیرد و پسر عمو و دختر عمو از تمامی اقوام به یکدیگر نزدیک تر هستند از آنجا این مثل پیدا شد. (فرهنگ عوام). - عقد بر کسی بستن؛ به صلهٔ بر، به معنی نکاح کردن زن با کسی. (آنندراج): یکماه روزه داشت پس از اتفاق عید بستند عقد بر همه آفاق یک سرش.خاقانی. گنجهای بکر سر پوشیده را عقد بر صدر جهان بست آسمان.خاقانی. روز را بکر چون برون آید عقد بر شهریار بندد صبح.خاقانی. - عقد فروبستن؛ عهد بستن. پیمان بستن. - || پیمان ازدواج بستن : فتح و ظفر با بقاش عهد فروبسته اند دولت دوشیزه را عقد فروبسته اند.خاقانی. - عقد نکاح بستن؛ صیغهٔ ازدواج و زناشوئی خواندن. ازدواج کردن : فی الجمله به حکم ضرورت با ضریری عقد نکاحش بستند. (گلستان). چون مدت عدت بسر آمد عقد نکاحش بستند. (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «عقد بستن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید