معنی عقدتین
6 بازدید
[ عُ دَ تَ ] (ع اِ) تثنیهٔ عقدة (در حالت نصب و جر، و در زبان فارسی این قاعده رعایت نشود). عقدتان. و رجوع به عقدة شود. || (اصطلاح نجومی)، عقدة الرأس و عقدة الذنب است. جوزهرتین. دو جوزهر. (یادداشت مرحوم دهخدا). سر و دنب اژدها. (ناظم الاطباء). و رجوع به عقدة شود.
کلمات همقافیه با «عقدتین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر