معنی عقدت
7 بازدید
[ عُ دَ ] (ع اِ) عقدة. عقده. گره. هر چیز مشکل و دشوار. (ناظم الاطباء). رجوع به عقدة و عقده شود.
کلمات همقافیه با «عقدت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر