معنی عقبان
5 بازدید
[ عِ ] (ع اِ) جِ عُقاب. (اقرب الموارد). جِ، عُقبان که آن جمع عُقاب باشد. (از منتهی الارب). رجوع به عُقاب شود. || جِ عِقاب که به معنی شکنجه و عذاب است. (غیاث اللغات) (آنندراج).[ عُ ] (ع اِ) پایان کار. (منتهی الارب). عاقبت و سرانجام. (از اقرب الموارد). || آخر هر چیز: جاء فی عقبان الشهر؛ او وقتی آمد که همهٔ ماه گذشته بود. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || جِ عُقاب. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به عقاب شود.
کلمات همقافیه با «عقبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر