معنی عقاد
8 بازدید
[ عَ ق قا ] (ع ص) مبالغه است عاقد را. رجوع به عاقد شود. || سازنده و فروشندهٔ نخها و تکمه ها. (از اقرب الموارد). علاقه بند.[ عِ ] (ع اِ) نخی است که در آن مهره هایی باشد و به گردن کودک آویخته گردد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عقاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر