معنی عقابیل
4 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) جِ عُقبول و عُقبولَة. (اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || شدائد و سختی ها. (از اقرب الموارد). || باقی مانده از بقیه و پسین چیزها. (منتهی الارب). بقایای بیماری و دشمنی و عشق. (از اقرب الموارد): مرض بها [ امام فخرالدین محمدبن عمرالرازی بهرات ] و توفی فی عقابیله ببلدة هرات. (عیون الانباء ج ۲ ص ۲۶). || آنچه از پس تب بر لب برآید. (از اقرب الموارد). تبخال. || هو ذو عقابیل؛ او بسیار شریر است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به عقبول و عقبولة شود.
کلمات همقافیه با «عقابیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر