معنی عقائل
6 بازدید
[ عَ ءِ ] (ع اِ) عقایل. جِ عَقیلة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عقیلة شود. || چیزهای غریب. (ترجمان القرآن جرجانی). عقائل الکلام؛ أکارمه. (یادداشت مرحوم دهخدا). || عقائل انسان، مال و ثروت اوست. (از فرهنگ علوم عقلی). || گرامی از هر چیزی : بدین موهبت خطیر که از جلایل مواهب و عقایل سعادات ایزدی است سپاس و منت را که باید داشت. (سندبادنامه ص ۳۱۴). دوهزار غلام از عقایل ترک برابر یکدیگر صف برکشیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۳۳). از شفشهاء زر و یاقوتهاء بهرمان و عقایل درّ و مرجان. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۷).
کلمات همقافیه با «عقائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر