معنی عقائص
7 بازدید
[ عَ ءِ ] (ع اِ) عقایص. جِ عَقیصَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مویهای بافته و تاب داده. (آنندراج). رجوع به عقیصة شود: معنبر ذوائب معقد عقائص مسلسل غدایر سجنجل ترائب.حسن متکلم.
کلمات همقافیه با «عقائص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئص» برای سرودن شعر