معنی عفوة
5 بازدید
[ عَ فْ وَ ] (ع اِ) یک بار عفو و درگذشت از گناه، اسم المرة است از مصدر عفو. (از اقرب الموارد). رجوع به عفو شود. || مؤنث عَفْو. (از اقرب الموارد). رجوع به عفو شود. || جِ عَفو، عِفْو و عُفْو. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رجوع به عَفْو شود. || دیت و خونبها. (منتهی الارب). دیة. (اقرب الموارد). || کف دیگ، و سردیگ خوردی از روغن و مانند آن. (منتهی الارب). «زبد» و کف دیگ. (از اقرب الموارد). عِفْوة. عُفْو.[ عِ فْ وَ ] (ع اِ) گزیدهٔ هر چیزی: أکلت عفوة الطعام و الشراب؛ برگزیدهٔ خوراک و آشامیدنی را خوردم. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کف دیگ، و سردیگ خوردی از روغن و مانند آن. (منتهی الارب). «زبد» و کف دیگ. (از اقرب الموارد). عَفْوة. عُفْوة. || خرکرهٔ ماده. || چراگاه نیکو. (منتهی الارب).[ عُ فْ وَ ] (ع اِ) کف دیگ، و سر دیگ خوردی از روغن و مانند آن. (منتهی الارب) «زید» و کف دیگ. (از اقرب الموارد). عَفوة. عفوة.
کلمات همقافیه با «عفوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر