معنی عفنی
6 بازدید
[ عَ فِ ] (حامص) عفن بودن. گنده بودن : خصم نخستین قدری زهر ساخت کز عفنی سنگ سیه را گداخت.نظامی.[ عَ ] (اِخ) (به معنی متعفن) شهری است در حدود بن یامین که همان جفنهٔ یوسیفوس است و همان جفنهٔ حالیه باشد. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «عفنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر