معنی عفق

معنی عفق

6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) غائب گردیدن بر سر خود سپس آن بازآمدن. (از منتهی الارب). غایب شدن. (از اقرب الموارد). || بسیار زدن کسی را به تازیانه. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). به تازیانه زدن. (تاج المصادر بیهقی). || عصا زدن. (تاج المصادر بیهقی). || بند نمودن از کاری و بازداشتن کسی را از ارادهٔ وی. (از منتهی الارب). حبس کردن و منع نمودن. (از اقرب الموارد). || پریشان و متفرق شدن شتران در چراگاه بعد گذاشتن در آن و بر سر خود رفتن. (از منتهی الارب). فرستاده شدن شتران به چراگاه و به راه خود رفتن آنها. (از اقرب الموارد). عُفوق. و رجوع به عفوق شود. || اندک خوابیده بیدار شدن. (از منتهی الارب). خفتن اندک، سپس بیدار شدن و دیگر بار خفتن. (از اقرب الموارد). || تیز دادن. || استوار ناکردن کار را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || بسیار گشنی کردن خر. (منتهی الارب). بسیار گشنی کردن. (تاج المصادر بیهقی). || آمد و رفت کردن بسیار اشتران بر آب. || بسیار رجوع کردن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || فراهم آوردن چیزی را. (از منتهی الارب). جمع کردن. (از اقرب الموارد). || زدن و پراکنده کردن باد چیزی را. (منتهی الارب). زدن باد چیزی را. (از اقرب الموارد). || بسیار دوشیدن ناقه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عِفاق یا عَفاق. و رجوع به عفاق شود. || شتاب رفتن. (منتهی الارب). رفتن به سرعت و شتاب. (از اقرب الموارد).
[ عَ فَ ] (ع اِمص) آمد و شد شتران بر آبخور. (منتهی الارب).
[ عُ فُ ] (ع اِ) مگس. (منتهی الارب). || گرگهایی که نمی خوابند و نمی خوابانند. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «عفق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید