معنی عفصی
7 بازدید
[ عَ ی ی ] (ص نسبی) منسوب به عفص. آنچه طعم و مزهٔ «عفص» داشته باشد یا به رنگ آن بود. و رجوع به عفص شود. || (اِ) باشق و باز، و گویند پرنده ای است کوچکتر از آن. (از اقرب الموارد).[ عَ فِ ] (حامص) دندی. گسی. عفوصت. قبض. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به عَفِص شود.[ عَ ] (اِخ) احمدبن محمدبن بالویه عفصی مکنی به ابوحامد محدث بود و حدیث را نزد ابوعبداللََّه بوشنجی در نیشابور، و محمدبن ایوب در ری، و بشربن موسی و عبداللََّه بن احمدبن حنبل در بغداد فراگرفت. عفصی در جمادی الاولای سال ۳۴۳ هـ . ق. درگذشت. (از اللباب فی تهذیب الانساب).
کلمات همقافیه با «عفصی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صی» برای سرودن شعر