معنی عفرنیة
5 بازدید
[ عُ فَ یَ ] (ع ص) مرد خبیث کربز. (منتهی الارب). خبیث منکر. (اقرب الموارد). || (اِ) موی میانهٔ سر. (منتهی الارب). تک مویهایی که در وسط سر روئیده باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عفرنیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر