معنی عفرنی
5 بازدید
[ عَ فَ نا ] (ع اِ) اسد و شیر. (اقرب الموارد). || (ص) شیر درشت اندام. (منتهی الارب). اسد عفرنی؛ شیر شدید و سخت. (از اقرب الموارد). لبوة عفرنی؛ ماده شیر استوارخلقت. (منتهی الارب). ماده شیر شدید و سخت. (از اقرب الموارد). نون و الف آن زائد است الحاق را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، عَفَرنَون. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عفرنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر