معنی عفراء

معنی عفراء

7 بازدید
[ عَ ] (ع ص، اِ) مؤنث أعفر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به اعفر شود. || ترید سپید کرده شده. || ریگ سرخ. || شب سپید. || زن سپید. (منتهی الارب). بیضاء. (اقرب الموارد). || شب سیزدهم از ماه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زمین بی نشان ویران پا سپرنشده. (منتهی الارب). زمین «بیضا» که گامی در آنجا ننهاده باشند. (از اقرب الموارد). || شاة عفراء؛ گوسپند که بر سپیدی پشم آن سرخی غالب باشد، و نیز ظبیة عفراء. (از منتهی الارب). مادهٔ آهوئی که بر سپیدی وی سرخی غالب باشد، و آنکه پشتش سرخ و پهلو و تهیگاه وی اندک سپید بود. (ناظم الاطباء). ج، عُفر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ عَ ] (اِخ) قلعه ای به فلسطین. (منتهی الارب). قلعه ای است از اعمال فلسطین در نزدیکی بیت المقدس. (از معجم البلدان).
[ عَ ] (اِخ) (ابناء...) معوذ و معاذ. صحابیان اند و آن هر دو پسر حارث بن رفاعة و عفراء نام مادر ایشان است که او دختر عبیدبن ثعلبة باشد. (از منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) (قصر...) جائی است به شام قریب نوا. (منتهی الارب). نام قریه ای به شام نزدیک نوی. (ابن البیطار در ذیل کلمهٔ آآکثار).
[ عَ ] (اِخ) دختر عقال. از زنان شاعر عرب و معشوق عروةبن حزام. رجوع به عفراء (دختر مهاصر...) شود.
[ عَ ] (اِخ) دختر مهاصربن مالک ، از بنی ضبةبن عبد، از عذرة. از زنان شاعر بود و داستان عشق او با پسرعمش عروةبن حزام شهرت دارد، چه آنان از کودکی بر هم عاشق بودند ولی پدر عفراء در غیاب عروة او را بدیگری ازدواج داد و او با شوی خود به شام رفت. عروة چون از این واقعه آگاه گشت به دیدار او رفت و پس از این دیدار درگذشت. عفراء چون این بدید اشعاری در رثاء عروة سرایید و بر قبر او رفت و همانجا درگذشت و در کنار عروة دفن شد (در حدود سال ۵۰ هـ . ق). (از الاعلام زرکلی از التاج ج ۳ ص ۶۲۱) (جمهرة الانساب ص ۴۲۰) (اعلام النساء ص ۱۰۲۵) (الدرالمنثور ص ۳۴۶). و رجوع به عروةبن حزام و «عروه و عفرا» و اعلام النساء ج ۳ شود.

کلمات هم‌قافیه با «عفراء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید