معنی عفد
6 بازدید
[ عَ ] (ع مص) هر دوپای فراهم آورده برجستن. (از منتهی الارب). دو پای را در کنار هم قرار دادن و جهیدن بدون دویدن. (از اقرب الموارد). عَفَدان. رجوع به عفدان شود.[ عَ ] (ع اِ) کبوتر، یا مرغی است شبیه کبوتر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «عفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر