معنی عفة

معنی عفة

6 بازدید
[ عَ فْ فَ ] (ع ص) مؤنث عَفّ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). زن پارسا. (ناظم الاطباء). ج، عَفّات. (اقرب الموارد). رجوع به عَفّ شود.
[ عِ فْ فَ ] (ع مص) به معنی مصدر عَفاف است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). از حرام بازاستادن و پرهیزگاری کردن. (مقدمة اللغة میر سیدشریف جرجانی). نهفتگی کردن. (المصادر زوزنی). بازایستادن از زشتی. (دهار). رجوع به عَفاف شود.
[ عِ فْ فَ ] (ع اِمص) عفت. ترک شهوات در هر چیز، و در بین نصرانیان بیشتر بر ترک شهوات بدنی و پاکیزگی جسد و «تبتل» اطلاق شود. (از اقرب الموارد). پارسائی و احتراز از محرمات خصوصاً از شهوات حرام. (از آنندراج). پارسائی و نهفتگی. (دهار). هیئتی است قوهٔ شهویه را متوسط بین فجور، که افراط در آن قوه است و خمود، که تفریط آن است. (از تعریفات جرجانی). رجوع به عفّت شود.
[ عُ فْ فَ ] (ع اِ) باقی شیر در پستان. (منتهی الارب). باقی شیر در پستان چهارپایان پس از اینکه بچهٔ آنها غالب آن را مکیده باشد. (از اقرب الموارد). || گنده پیر. (منتهی الارب). عجوز. (اقرب الموارد). || ماهیی است بی پشیز کوچک سپیدرنگ، مطبوخ آن به ذائقهٔ برنج ماند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «عفة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید