معنی عفاوة
7 بازدید
[ عَ / عِ / عُ وَ ] (ع اِ) کف و سردیگ خوردی از روغن و مانند آن. (از منتهی الارب). آنچه از خورش و مرق که ابتدا برداشته شود، و آن را برای کسی که مورد احترام است اختصاص دهند. (از اقرب الموارد). و گویند آن اول مرق و خورش و نیکوتر آن است. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ عُ / عِ وَ ] (ع اِ) باقی ماندهٔ خوردی در بن دیگ، و طعامی که طفلان هدیه فرستند. (از منتهی الارب). باقیماندهٔ مرق و خورش که به عاریت گیرندهٔ دیگ آن را همراه دیگ باز فرستد. و برخی آن را به معنی «زبد» و کف دیگ دانسته اند. (از اقرب الموارد). || به معنی عَفاوة است. (از منتهی الارب). رجوع به عَفاوة شود.
کلمات همقافیه با «عفاوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر