معنی عفاق
6 بازدید
[ عِ / عَ ] (ع مص) بسیار دوشیدن ناقه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شتاب رفتن. (منتهی الارب). بسرعت رفتن. (از اقرب الموارد).[ عِ ] (اِخ) ابن مری. شخصی است که احدب بن عمرو باهلی در خشک سالی او را گرفته بریان کرد و بخورد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عفاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر