معنی عفاة
7 بازدید
[ عُ ] (ع ص، اِ) جِ عافی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مهمانان و واردشوندگان : و از مأثورات کرم و سخاء آن پادشاه دام ملکه آن است که... بیرون از تشریفات حشم و... اطلاقات عفاة... هر سال هزار خروار غله... منبر فرموده است. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۲۶). و رجوع به عافی و عفات شود. || هو کثیر العفاة؛ او بسیار مهمان و ضیافت کننده است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عفاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر