معنی عظی
10 بازدید
[ عَ ظا / عَ ظَنْ ] (ع مص) آماسیدن شکم شتر از خوردن گیاه عنظوان. (از اقرب الموارد). عَظا. (منتهی الارب). رجوع به عظا شود.[ عَ ] (ع ص) شتر آماسیده شکم از خوردن گیاه عنظوان. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). عَظٍ. عَظیان. و رجوع به عظٍ و عظیان شود.
کلمات همقافیه با «عظی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظی» برای سرودن شعر