معنی عظر
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) ناپسند داشتن چیزی را. || پر کردن مشک را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عَ ظَ ] (ع اِ) بار آبستنی. (منتهی الارب). بارداری و آبستنی. (ناظم الاطباء). || جنین. (از ناظم الاطباء). || عرق العظر؛ رگ که به سبب آن شترمادگان باردار نشوند، و چون آن را قطع کنند باردار گردند. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ عَ ظِ ] (ع ص) ناپسند و مکروه. (ناظم الاطباء).[ عُ ظُ ] (ع ص، اِ) جِ عَظور. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عَظور شود.
کلمات همقافیه با «عظر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظر» برای سرودن شعر