معنی عظة

معنی عظة

7 بازدید
[ عَ ظْ ظَ ] (ع اِ) اسم المرة است مصدر عَظّ را. (از اقرب الموارد). رجوع به عظ شود. || سختی جنگ و شدت آن. (منتهی الارب). شدت و سختی در جنگ. (از اقرب الموارد).
[ عِ ظَ ] (ع مص) پند دادن کسی را به سخنان دل نرم کننده. (از منتهی الارب). پند دادن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). نصیحت کردن و یادآوری کردن برای کسی از پاداش و مجازات، آن چنانکه دل او را نرم کند. و گویند پند دادن کسی را بدانچه او را به توبهٔ خداوند و اصلاح سیرت وادارد، و امر کردن سفارش نمودن به اطاعت. (از اقرب الموارد). وَعظ. رجوع به وعظ شود.
[ عِ ظَ / عَ ظَ ] (ع اِمص، اِ) نصیحت و تذکر به عواقب کارها. پند. اندرز. || سخن واعظ. (از اقرب الموارد). ج، عِظات. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «عظة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ظة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید