معنی عطین
4 بازدید
[ عَ ] (ع ص) پوست که از جهت دباغت در دباغ گذارند و نرم سازند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به عَطن (مص) شود. || پوست بوی بد گرفته. (منتهی الارب). و رجوع به عَطِن شود. || رجل عطین؛ مرد که اندامش بوی بد دارد. (از منتهی الارب). عطینة. رجوع عطینة شود.
کلمات همقافیه با «عطین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر