معنی عطوف
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مهربان. عاطف. رؤوف. مشفق. گویند: رجل عطوف؛ یعنی شخص شفوق و نیکوخلق و نیکوکار. (از اقرب الموارد). مهربان. (دهار). || قوس عطوف؛ کمان که یکی از دو سر آن بر دیگری برگشته باشد. (از اقرب الموارد). || (اِخ) نامی از نامهای خدای تعالی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ عَ ] (ع ص، اِ) شتر ماده ای که بر پوست شتربچهٔ پر از کاه مهربانی کند و بر آن شیر دوشند. || مصیده ای که چوب کج داشته باشد. || تیر قمار که مایل باشد بر همهٔ تیرها و فائزالمرام برآید، و یا تیر بی فایده و بی نقصان، و یا تیر که قمار بار بار رد کنند یا مرة بعد اخری اندازند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || چادر. ج، عُطف. (منتهی الارب).[ عُ ] (ع مص) عَطف است در تمام معانی. (از اقرب الموارد). رجوع به عَطف شود.
کلمات همقافیه با «عطوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر